واژواره

سیدمسعود طباطبائی

واژواره

سیدمسعود طباطبائی

واژواره

در نمازم خم ابروی تو مشکوکم کرد
روزگاری‌ست ملقب به کثیرالشکّم

سیدمسعود طباطبائی
https://telegram.me/smtpoet

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۲۰ مطلب با موضوع «آیینی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

محرم شروع شد

[در استقبال از ماه عشق و عطش]

شکر خدا که ماه محرم شروع شد
بغضم شکست و لطف تو نم‌‌نم شروع شد

ما را قلیل اشک مقام خلیل داد
کم‌کم چکید و جوشش زمزم شروع شد

آورده با تولد خود رسم دیگری
از آن زمان که گریه‌ی خاتم شروع شد

شد شرحه شرحه سینه‌ی پیغمبر خدا
تا آیه آیه سوره‌ی مریم شروع شد

"باز این چه شورش است" بخوان نوحه‌خوان که باز
ماه عزا و نوحه و ماتم شروع شد

رنگی ورای سرخی خون حسین نیست
مشکی به تن کنید؛ محرم شروع شد!
::
می‌خواستم برای سرودن بهانه‌ای
تا ذکر "یا رقیه" گرفتم... شروع شد
  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

یا علی علیه السلام

به پای‌بوسی این خانه پر درآورده است
دلی که وسعت یک آسمان طلب کرده است

خودم مقابل ایوان‌طلای او دیدم
چقدر سفره‌ی این آستانه گسترده است

گناه‌کار بیا و چو طفل پاک برو...
که پرده‌پوش دو عالم دراین سراپرده است

به آفتاب رسد آنکه خاک او بوسید
که پیش پای علی، ذره آسمان‌گرد است

ضریح نیست که نخل عطای باغ علی‌ست
هزار امید رطب در هواش پرورده است

از آه ِ سینه‌ی بیمار آستان علی
هوای شهر نجف، خود شفای هر درد است

که بود غیر علی جانشین پیغمبر؟

برای فاطمه زوج ِ فراخور، این فرد است

هم‌او که حضرت بابای مردم کوفه‌ است
هم‌او که اسوه‌ی رفتار هر جوانمرد است

چنان به تیغ دَم‌ش، جان کفر می‌لرزد
که درشگفت دهان‌ها ز رزم این مرد است:

علی گرفته به کف ذوالفقار یا اینکه
خدا گرفته علی را به راستی در دست؟

زمان جنگ تو با نفس خویش دانستم
فقط علی‌ست که بر این علی هماورد است
::
برای گفتن نام "تو" کعبه لب وا کرد
وگرنه غیر "علی" بر زبان نیاورده است

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

در سوگ سلیم

غزلی ناچیز به پاس اشک‌هایی که با نوای آسمانی مرحوم «سلیم مؤذن‌زاده» ریخته‌ام:
::
خمیازه‌ی گوش‌ از نشاط باده خالی شد
مستان به هوش و شهر از افتاده خالی شد

آواز نورش بازتاب روح ایمان بود
شب را رها کرد و دل سجاده خالی شد

داوودحنجر بود و دل را صیقلی می کرد
افسوس از حجم نفس، سنباده خالی شد

وقت اذان، رخت عزا را تازه خواهد کرد
شهری که از شور «مؤذن‌زاده» خالی شد

بی ذکر «زینب، زینب» و «جانیم سنه قوربان»
از آب و تاب آوای هر دلداده خالی شد

با صوت مصنوعی چه می‌تازند مداحان!
گفتیم تا: «کو مرد میدان؟»، جاده خالی شد

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

کشیده شد

السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی علیه السلام
::
وقتی که روی چهره‌اش ابرو کشیده شد
هرچه نگاه بود به آن سو کشیده شد

آیینه‌ی حسن شده یا ثانی ِ علی؟
قدرش به سنگ ِ این دو ترازو کشیده شد

چشمش به نامه‌ی پدرش خورد، کربلا
وقتی که دست‌های دعاگو کشیده شد

وقت نبردش از طرف خیمه ها براش
ذکر علی و بانگ ِ هوالهو کشیده شد

پایش نمی رسید به روی رکاب، صبح
عصرش بلند قامت و زانو کشیده شد

«احلی من العسل» شد و با سم اسب‌ها
بر سینه‌اش شمایل ِ کندو کشیده شد

.
.
.

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

شرح نوکری

تقدیم به همه‌ی نوکران اباعبدالله علیه السلام
::
تنها حسین ِ فاطمه آقای نوکر است
هیئت تمام معنی دنیای نوکر است

ما را برای سینه زدن آفریده اند
خدمت در این حسینیه تقوای نوکر است

داغ حسین بهانه‌ی ابراز حاجت است
اشکِ میان روضه تمنای نوکر است

"صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین"
این معجزی از آه ِ مسیحای "نوکر" است

محشر برای فاطمه این چهره آشناست
مُهر کبود ِ سینه‌اش امضای نوکر است

نوکر بهشت هم برود سینه می زند
بیت الحسین عرش معلّای نوکر است

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

عزای حسین

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه عَلَیْهِ السَّلام
::
بیاورید بساط عزا به نام حسین
به گوش ِ گریه رسیده صدای گام حسین

دم ِ حسینیه نوکر دوباره دستش را
به روی سینه گذارد به احترام حسین

گرفته‌ایم به لب السلام یا عطشان
در آرزوی مگر پاسخ سلام حسین

غدیر قبل محرم برای من یعنی:
علی امام من است و منم غلام حسین

حنای سیب ِ بهشتی دگر ندارد رنگ
به دست هرکه چشیده‌است از طعام حسین

هزار زخم به تن دارد و اگر تنهاست
به اشک روضه توان کرد التیام حسین

چه شد که مهریه‌ی مادر ِ مدینه، شده
به دست کوفه‌ی نامهربان، حرام  ِ حسین؟

فقط نه اینکه علی‌اکبر ارباً اربا شد
که بود خدعه‌ی بدخواه، اقتسام حسین

عمود بر سر عباس زد که می دانست
عمود ِ خیمه‌ی سقاست انسجام حسین

رسیده مقتل شعرم به روضه‌ی گودال 
بماند آنچه گذشته‌است بر خیام حسین...

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

دیدنی ست

معشوق، روز ِ فاصله بسیار دیدنی ست
خورشید اگرچه آن سوی دیوار دیدنی ست

دوری اگرچه نقطه ی آغاز دوستی ست
اما همیشه لحظه ی دیدار دیدنی ست

دل بسته ایم با نفس ِ آسمانی اَش
زلفی که شد به باد گرفتار دیدنی ست

عمری ست با قیام نمازش، قیامت است
حتماً سلام ِ مرد جلودار دیدنی ست

حق است انتقام ولی برق تیغ آن
تنها به دست حضرت مختار دیدنی ست
::
یک عمر مادرم، پدرم را عتاب کرد:
در جمعه ی فرج فقط اخبار دیدنی ست

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

شب شهادت جد بزرگوارم، باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام؛
غزلی ناچیز نذر امشب:

::

موسی شدی تا قوم تو تنها نباشد
تا بین راه شیعیان دریا نباشد

اعجاز کردی و شدی باب الحوائج
گرچه در ِ زندان به رویت وا نباشد

یک عمر در زنجیر بوده دست و پایت
تا جسم تو درگیر این دنیا نباشد

تا آخر عمرت بنا شد حبس باشی
ای کاش آزادی ِ تو فردا نباشد

معصومه را دست رضا دادی و گفتی:
بعد از من، او یک روز هم تنها نباشد

اما اگر مجبور بودی به جدایی
آن روز دیگر مثل عاشورا نباشد

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰
سائلی دست به دامان دو آقا زده است
آستین را دل بی حوصله بالا زده است

غرق در امنیت آبی کاشی ها شد
مثل ماهی شد و انگار به دریا زده است

بال و پر می زند آنقدر که رزقش بدهند
خویش را شکل کبوتر به همه، جا زده است

با دو خورشید که بالای سرش بیدارند
شب او طعنه به طول شب یلدا زده است

زیر این سایه نشستن چقدر شیرین است
نخل را فاطمه (س) پیوند به طوبی زده است

با خودش گفت، مقابل به ضریحش: "چه کسی
طرحی از عرش بر این خط معلی زده است؟"

"کاظمین است ولی بوی خراسان دارد
خادم صحن تو هم عطر حرم را زده است"

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰
السّلام علیکِ أیّتها الصّدّیقة الشّهیدة (س)
::
خواستم در را ببندم رو به زینب (س) دیر شد
خواهرم خاکستر در را ندیده...، پیر شد

رو به حیدر حلقه کفر و طنابی دور دست
رشته‌ی صبر از همان جا بر دلش زنجیر شد

مادرم آیینه‌دل بود و چهل تن سنگ دل...
در جدالی نابرابر آینه تکثیر شد

وصله‌ی خنده پس از آن شب نچسبیده به ما
با وجود آن‌که در هم بعد از آن تعمیر شد

وحی مُنزل بود بر ما حال و روز مادرم
آیه آیه خانه با خون جگر تطهیر شد

بعد ِ در، دیوار شد آیینه‌ی دق رو به ما
صورت گریه دچار اندکی تغییر شد

هرکجا دیدیم از مادر نشانی سرخ داشت
خون دل در جان این بیت‌الحَزن تسخیر شد

گفت: خاک پای مادرها بهشت بچه‌هاست
پس چرا آتش به جای خاک، دامن گیر شد؟

  • سیدمسعود طباطبائی