واژواره

سیدمسعود طباطبائی

واژواره

سیدمسعود طباطبائی

واژواره

ما را قلیل اشک، مقام خلیل داد
کم‌کم چکید و جوشش زمزم شروع شد

سیدمسعود طباطبائی
https://telegram.me/smtpoet

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر اعتراض» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰
هرچند با گردن‌کشی‌ها لج نخواهم کرد
چون دشنه بر دیوار گردن کج نخواهم کرد


با دشمنانم روز را روراست می‌جنگم
شب را به سازش با ریا منتج نخواهم کرد

با هرزگرد کعبه‌های ساعتی خود را
سرگرم سرگردانیِ این حج نخواهم کرد

از حجم اغراق تلفظ‌ها دهانم را
هم‌راستا با لهجه‌ی مخرج نخواهم کرد

در گیر و دار قالی دنیای چندین رنگ
بازیگری در نقش‌ها را رج نخواهم کرد

راه آمدن با سدّ راه‌م را نمی‌تابم
من کوهم ای دیوار؛ گردن کج نخواهم کرد
  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

جنون گاوی

نشسته پشت میز و می‌زند هی شخم، میهن را
برادرجان جدا کن زودتر از گاو، آهن را

وطن کلا برای اوست، خاکش هم که سرمایه‌است
به هرجا می‌تواند، می‌تپاند بذر مسکن را

همیشه درسِ تقسیم است بعد از جمع، اما او
چگونه قبلِ جمعش، می‌کند تقسیم خرمن را؟

برای این سؤالت پاسخی دندان شکن دارم
کمی دقت کن و اندازه‌گیر ابعاد گردن را

به هم حتی رسانیده است خط‌های موازی را
کشیده تا جلوی خانه ریل ِ راه‌آهن را

به‌فرموده، نشسته پشت هر میزی که می‌خواهد
اگرچه یک تکان حتی نفرموده‌است باسن را

برای آشنایش شغل شیک و مجلسی دارد:
مرتب می‌کند پرونده‌های لای زونکن را

چرا از کاه، کوهی ساختید؟ اجدادتان دزد است!
طرف گم کرده در انبار بیت‌المال سوزن را

بچسبان قبل اسمش "حاج آقا" را، برادر جان!
که دُم دارد یقیناً کشمش و "مفعول" قطعاً: "را"

زبانم لال اگر روزی دهانت باز شد، ایشان
بفهماند به تو معنای کلاً بازماندن را

تذکر می‌دهم پس: خطّ قرمز را رعایت کن؛
جنون شعر، وحشی می‌کند این گاو را کودن!

 

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

شعر آلوده

دوست دارم این هوا را بی تو با آلودگی
جای تو هربار بوسیده مرا آلودگی

بس که دعوا کرده ایم انگار معتادش شدیم
رفته بالا کار این تکرار تا آلودگی...

بین ما پا درمیانی می کند آنقدر تا
راه ِ ما را می کند از هم جدا آلودگی

تا لب گورم کنارم هست، تنها نیستم
وقت پیری می شود همچون عصا آلودگی

بین هرجمعی سریعاً جای خود را باز کرد
نیست هرگز هیچ جا در انزوا آلودی

بس که در اطراف خود دارد "هواخواه" زیاد
می شود یک روز قطعاً کاندیدا آلودگی

دیدمش لم داده بین چهاراه انقلاب
بود در دستش کتاب خوب ِ"دا" آلودگی

از دل سرمایه ملی به اینجاها رسید
شکل ِ ایرانی ِ خرده بورژوا: آلودگی

سایه اش روی سر این مردم ساده دل است
می کند تقسیم بین ماسوا، «آلودگی»

دیگران خوردند در شام و سحر جوجه کباب
رزق افطاری ما هم زولبیا-آلودگی

گفتمش من می روم "دربند" جوج"ی میزنم
دیدمش می خورد آنجا پیتزا آلودگی

خواستم با او بگیرم سلفی اما جا نشد...
گفت: «راهی نیست جز پانوراما»، آلودگی

او اگر ریگی به کفشش نیست آخر پس چرا
می کند پا توی کفشم بی هوا آلودگی؟

الغرض با آن خصوصیات خوب و مثبتش
بود با یک شهر جز من... بی حیا آلودگی

بارها گفتم تو چیز دیگری زیبای من
ورنه با آن روسیاهی، تو کجا... آلودگی...
  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰

از عشق اگرچه یادگاری داریم
بر سینه هزار زخم کاری داریم

ما زنده به این مقاومت می مانیم
با شیخ شهیدمان قراری داریم...

  • سیدمسعود طباطبائی
  • ۰
  • ۰
این راه بدانید به جز راه ظفر نیست
فرمانده به جز "شیخ نمر" مرد خطر نیست

بر شیخ سعودی لعین هم برسانید
مظلوم کشی جانب کعبه که هنر نیست

خونی که ز هر شیعه بریزند بهایی ست
در پیش عطاهای حسین؛ اینکه ضرر نیست

ما جمله به این رنج و بلاهاست که هستیم
گر رنج و بلا نیست هلا شیعه دگر نیست!

آنکس که فقط "قافیه" را باخت "سعودی" ست
پیروز به جز شیعه و جز "شیخ نمر" نیست

12 دی ماه 1394
  • سیدمسعود طباطبائی